دو سال قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران ، فرماندهان عالی رتبه و تحصیل کرده عراقی از این که همسایه قدرتمند شرقی آن ها به یکی از مدرن ترین هواپیماهای شکاری جهان یعنی ” اف – ۱۴ مجهز شده بود ، برای حفظ توازن قدرت هوایی خود در جستجوی رقیبی قدر می گشتند . از آن جایی که هواپیما های تامکت تنها در اختیار ایالت متحده امریکا قرار داشت و به غیر از نیروی هوایی ایران که ان هم با پادرمیانی مجلس سنا و فشار شخصیت هایی چون ” هنری کسینجر ” وزیر وقت وزارت امور خارجه آمریکا موافقت اش کسب شده بود ، به کشور ثالثی واگذار نمی شد .. کارشناسان نظامی عراق در اروپا دنبال هواپیماهای شکاری مدرن با قابلیت های بسیار بالایی می گشتند .. تا این که در سال ۱۹۷۷ میلادی با کمپانی معظم ” Dassault ” در فرانسه به توافق رسیده و قرار دادی مبنی به خرید هواپیمای میراژ – اف یک ( Mirage F-1 ) را منعقد کردند . طبق قوانین تعریف شده کمپانی سازنده هواپیما موظف شده بود علاوه بر پشتیبانی قطعات و لوازم یدکی ، همزمان با تحویل هواپیماهای میراژ به نیروی هوایی عراق ، تعدادی متخصص رو برای آموزش پرسنل عراقی اعزام کند . سه سال بعد از عقد قرارداد ، تحویل هواپیماها در شرایطی آغاز شد که حاکم دیکتانور عراق برای گریز از معاهده ۱۹۷۵ الجزایر و با رویای تصرف تهران در سه روز !! حملات گسترده ای رو به خاک ایران آغاز کرده بود .. ! ۴۷ کارشناس و متخصص فرانسوی در پایگاه هوایی الهوریه ” که در نزدیکی شهر ” موصل ” واقع شده است ، کار اموزش خلبانان میراژ رو آغاز کردند .. صدام حسین به خاطر دستیابی به هواپیماهای مدرن ، به افتخار میهمانان فرانسوی میهمانی شام مجللی رو ترتیب داد …!

ستاد نیروی هوایی ایران

با تحویل نخستین پارتی هواپیمای میراژ به عراقی ها و استقرار متخصصان فرانسوی در پایگاه هوایی الهوریه ، کارشناسان کهنه کار ایرانی در ستاد مرکزی نیروی هوایی و پست های فرماندهی تابعه که کل تحرکات نظامی دشمن رو زیر نظر داشتند ، با رصد کردن روی الهوریه در تفکر انهدام کامل پایگاه هوایی و از بین بردن میراژ های فرانسوی بودند ! آن ها خیلی دلشون می خواست راهی پیدا کرده تا ضمن خوشامدگویی به فرانسویانی که علنآ وارد جنگ با ما شده بودند ، ضرب شصتی هم به صدام حسین داده تا دیگه هوس مقابله با شیر مردان ایرانی رو در سر نپروارند .. !! اما همه فرماندهان و طراحان نقشه های جنگی به خوبی می دانستند حضور در عمق ۳۰۰ کیلومتری خاک دشمن حتی بر روی کاغذ هم عملی نیست .. ! و به خودکشی بیشتر شباهت دارد تا یک طرح عملیات جنگی .. !! در همان حال عرق وطن پرستی و خشم ناشی از تعرض عراقی ها به نوامیس مردم شریف چنان در سینه پرسنل ارتش خصوصآ عقابان تیزپرواز مشتعل بود که حتی در موقع استراحت هم در اندیشه طراحی راهکاری برای نفوذ و متوقف کردن ماشین جنگی دشمن بودند .. در جلسات مشترک فرماندهان ارشد ارتش همچنین فرماندهان پایگاه های هوایی گاهی تا پاسی از نیمه شب سرگرم مشورت و بررسی نقشه عملیات های گوناگونی بودند .. تا این که جرقه عملیات مافوق تصور در ذهن دو تن از خلبانان قدیمی فانتوم به نام های سرهنگ افشاری ” و سرگرد ” ذوقی ” شکل گرفت ..

نگرشی به هواپیماهای اف -۱۴ ( تامکت (

قبل از این که در باره طرح مشترک دو خلبان شجاع ایرانی بحث ام رو آغاز کنم .. از اون جایی که در همه ماموریت ها و عملیات های خطرناک جنگی به کرات به نقش فعال و حضور هواپیماهای اف – ۱۴ با همون تامکت اشاره می شود ، اجازه می خواهم نکاتی رو در باره گربه های دوست داشتنی ایران بیان کنم . البته از شما چه پنهان مدت هاست تصمیم داشتم به بهانه از رده خارج شدن این هواپیماهای فوق العاده در ایالت متحده امریکا که در سال ۲۰۰۴ صورت گرفت .. پستی کامل از تاریخچه و توانمندی های آن و نقش بسیار حساس اش در زمان جنگ حتی در ایام صلح تقدیم شما یاران کنم .. که به امید خدا اگه زنده موندم ، حتمآ در آینده ای نزدیک انجام خواهم داد . یقینآ اطلاع دارید که نکته قوت هواپیماهای تامکت در توانایی استفاده از موشک های بسیار پیشرفته ” فونیکس ” است . که در شرکت ” هیوز ” تهیه و تولید می شود . البته موشک های یاد شده و سیر روند تکاملی آن هم تاریخچه جالبی دارد که سعی می کنم در فواصل همین پست گریز هایی به آن بزنم .. !  همان گونه که در بالا اشاره شد ،  ایران تنها کشوری در جهان بود که به این نوع هواپیما ها بعد از امریکا دسترسی داشت . خوب یادمه خیلی از خلبانان آس شکاری که قبلآ برای آموزش حرفه خلبانی به آمریکا اعزام شده بودند ، با ورود تامکت ها به ایران و استقرار آن در یکی از پایگاه های بزرگ هوایی کشور ، مجدد جهت طی دوره های تخصصی و پرواز با این پرنده محبوب مخصوصآ فراگیری کار با سیستم های موشکی نظیر فونیکس راهی امریکا شدند .. اما با اغاز انقلاب اسلامی و تیره شدن روابط بین دو کشور ، همه خلبانان برگشتند .. حتی خوب یادمه قرار بود بر روی سامانه ره گیری هواپیما ها تغیراتی ایجاد بشه تا بوسیله تکنولوژی لیزری و با خاموش بودن رادار  هواپیما ، قادر به ردیابی هدف های پرنده در آسمان باشد که این پروژه هم انجام نشده کنسل شد … ! اما این تازه اول مشکلات بود.. !

خرابکاری آمریکایی ها .. !!

حتمآ تعجب می کنید اگه بگم .. طبق گزارش آن دسته ازپرسنل فنی که در گردان های نگهداری و پروازی  هواپیماهای ”  اف ۱۴ خدمت می کردند ، به دنبال وقوع انقلاب و دستور ترک سریع مقامات امریکایی  از کشور .. آن ها با دستکاری در سیستم های حساس هواپیما و سلاح های مربوطه عملآ شلیک موشک از آن ها رو غیر ممکن کرده بودند .. ! اما با کمال ناباوری به همت متخصصان نیروی هوایی و کار مستمر شبانه روزی ، سرانجام تعدادی از تامکت ها قابلیت شلیک فونیکس رو بدست اوردند .. در این رابطه یا اجازتون یک پارانتز باز می کنم .. در مطالب گذشته اشاره کردم که دو نفر از دوستان و همکاران صمیمی ام از خط پرواز سی – ۱۳۰ به گردان اف – ۱۴ رفته و با آن هواپیما پرواز می کردند . البته در زمان جنگ هر گاه گذرم به اصفهان می افتاد ، چند شبی میهمان این عزیزان بودم .. علاوه بر آن یکی از اقوام دور بنده هم که همافر متخصصی بود در گردان نگهداری کار می کرد .. خب طبیعی است که شب ها محور گفت و گو های ما در باب تامکت ها باشد .. آن ها معتقد بودند حتی در قبل از انقلاب هم کار بر روی سامانه های فونیکس خیلی بامشکل همراه بود . و تنها از عهده تعدادی متخصص ماهر کمپانی هیوزکه در آشیانه کار می کردند میسر بود ! البته آن ها کار آموزش متخصصان ما رو به عهده داشتند .. ولی حضرت عباسی کم تر کسی اموزش رو جدی می گرفت .. ! بعد از انقلاب کارشناسان غربی معتقد بودند .. امکان نداره یک فروند تامکت عملیاتی شود .. چون بدون دریافت قطعات یدکی ، نرم افزار های بهینه سازی و حمایت کمپانی هیوز چنین چیزی غیر ممکن می نمود .. اما خوشبختانه این کار عملی شد .. و دیدیم که چگونه در طول هشت سال جنگ ، چگونه اقتدار و قدرت مطلق خودشون رو به دشمن دیکته کردند .. !؟ و موفق به حفظ ایمنی آسمان ایران عزیز شدند ..

طرح عملیاتی سلطان

بر اساس طرحی که آن دو افسر شجاع و فهیم نیروی هوایی ارایه دادند ، قرار شد ۶ فروند جنگنده F-4E ، هر کدام مسلح به ۱۲ بمب MK-82 (متعلق به اسکادران های ۳۱ و ۳۲ شکاری تاکتیکی مستقر در پایگاه شهید نوژه همدان ) به هدف حمله کنند .  برای این ماموریت تصمیم گرفته شده بود تا جنگنده ها از شمال عراق به هدف نزدیک شوند ( بر خلاف معمول همیشه که جنگنده ها از غرب عراق وارد آسمان این کشور می شدند ) . این تغییر مسیر به جنگنده ها این امکان را می داد که از خطر قرار گرفتن در برد ۱۲ سایت از ۱۶ سایت موشکی شناخته شده SA-2 ، SA-3 و SA-6 مستقر در منطقه پرهیز کنند ، همچنین این تغییر مسیر باعث می شد تا شکاری ها در مسیر گشت های هوایی شناخته شده جنگنده های عراقی که عمدتا با MiG-21 بر روی شهر موصل صورت می گرفت قرار نگیرند . با این وجود ، بارگیری جنگنده های فانتوم با بمبهای ۵۰۰ پوندی (آن هم به تعداد ۱۲ تیر برای هر جنگنده) باعث می شد تا وزن هواپیما شدیدا افزایش یابد و به تبع آن جنگنده ها نتوانند با تکیه بر سوخت داخلی خود و مخازن سوخت اضافه ماموریت را به سلامت انجام دهند ، از این رو  نیاز به سوختگیری هوایی در بین مسیر احساس می شد . بنابر این قرار شد تا ۲ فروند هواپیمای تانکر ۷۰۷ به همراه گروه پروازی به داخل عراق وارد شوند و کار سوخت رسانی به فانتوم ها را انجام دهند . برای محافظت از تانکرها هم قرار شد ۲ فروند جنگنده F-14A تامکت (متعلق به گردان ۸۱ شکاری تاکتیکی پایگاه هشتم شکاری اصفهان) در گروه پروازی حضور داشته باشند .

پست فرماندهی نیروی هوایی ..

با تکمیل شدن طرح فوق و جلسات متعدد شور و مشورت با فرماندهان و خلبانان با تجربه و بازسازی دقیق آن از نظر زمانبندی همه چیز برای انجام یک ماموریت تاریخی و سرنوشت ساز مهیا شده بود . از   نخستین روزهای شکل گیری پروژه ” سلطان ” همه مسایل و جزئیات ایمنی آن مو به مو اجرا می شد . بچه ها در عملیات های برون مرزی گذشته ، حسابی کارکشته شده بودند .. از ویژه گی های مهم این عملیات ، مجوز حضور بوئینگ های سوخترسان به اتفاق تامکت ها به داخل خاک عراق بود .. ! ممکنه در روایت این عملیات حضور تانکر ها عادی به نظر بیاید .. اما کافی است وضعیت جنگی و حاکم بر فضای هر دو کشور رو در نظر گرفته .. و تجسم کنید دو فروند هواپیمای سنگین بوئینگ ۷۰۷ که تا خرخره شون مملو از سوخت است ، بخواهند در معیت فانتوم ها چابک وارد خاک دشمن تا دندان مسلح شوند .. ! دشمنی که از حمایت اغلب کشور های غربی هم برخوردار است .. !! و مجهز به انواع هواپیماهای رهگیری ، رادار های قوی ، سیستم موشکی مدرن زمین به هوا ، به همراه کلی تجهیزات اضافه .. !! چه شود .. !!!؟؟ تازه برای ورود به خاک دشمن ، بایستی وارد فضای کشور دیگری به نام ترکیه هم می شدند .. !! کافی بود یکی از بچه ها در اون هنگام به زیر پایش خیره شده تا به وضوح با چشم بصیرت اختلافات قومی و مرزی منطقه رو مشاهده می کرد .. ! قوز بالا قوز زمانی می شد که اضطراری هم می گرفتند .. !! باور کنید تجسم هر یک از موضوعات فوق در اون شرایط مو رو بر تن ادمی سیخ می کند .. !  ( قربون خودم که کچل و کم مو هستم .. !! ) الحق و انصاف قبول کنید که شق القمر بود

قبل از آغاز عملیات

سرهنگ افشار علاوه بر دغدغه مسئولیت اجرایی طرح سلطان ، وظیفه حفظ روحیه در افراد زیر مجموعه اش رو هم به عهده داشت .. کافی بود یک فروند بچه شیطان بر افکار یکی از خلبانان گروه غلبه کرده و او را به خطرات و تهدیدهای جدی سر راهش وا می داشت .. !! عزیزانی که دستی بر آتش جنگ داشته اند  حتمآ درک می کنند که چگونه کوچک ترین خطای سهوی کل عملیات رو با شکست مواجه می کرد .. ! کافی بود زبونم لال اتفاق غیر منتظره ای برایشون رخ می داد .. از خرابی هواپیماها گرفته تا شلیک پدافند مدرن دشمن .. یا پیدا شدن سرو کله شکاری های عراقی ( که البته این مورد پیش اومد ! ولی خواهید دید گربه های دوست داشتنی مون حسابی دخل شون رو آوردند .. ! ) بگذریم . ابتدا جناب افشار جلسه ای رو با خلبانان فانتوم ترتیب داد . البته این رو بگم .. چون خودش از تبار فانتومی ها بود ( خلبان اف – ۴ بود ) دقیقآ امار آس های کشور رو داشت .. اگر چه به خاطر امادگی و تجارب بالای همه خلبانان انتخاب خیلی دشوار و کار سختی محسوب می شد ..  وی ابتدا خلبانان فانتوم ها را نسبت به ماموریت توجیه کرد و در خلال آن به خلبانان گفت که  آن ها باید فقط بر روی اصول پروازی تمرکز کنند ، همدیگر را در دید داشته باشند ، هدف را پیدا کرده و منهدم نمایند .. و سپس نوبت خلبانان اف ۱۴ رسید . او خطاب به آن ها تاکید کرد که آن ها می بایست به همراه هواپیماهاشون در کنار تانکر ها چرخیده  و از اون ها مانند دو تا چشم خود کاملا محافظت کنند، چون اگر خدای ناکرده بوئینگ ها آسیب دیده و منهدم شوند ، همه چیز از بین خواهد رفت . خود سرهنگ افشار قرار شد تا شخصا برای نظارت در عملیات حضور داشته باشد و از درون یکی از تانکرها  عملیات را فرماندهی کند .

۲۹ اکتبر ۱۹۸۰ پایگاه شکاری تبریز ..


سحرگاه  روز ۲۹ اکتبر ۱۹۸۰ ، پایگاه دوم شکاری تبریز ، شاهد برخاست ۳ فروند تانکر ۷۰۷ (۱ فروند ذخیره) ، ۸ فروند جنگنده فانتوم (۲ فروند ذخیره) و ۳ فروند جنگنده تامکت (۱ فروند ذخیره) بود . هواپیماها در جنوب ارومیه به یکدیگر ملحق شدند و با حرکت در ارتفاع پایین و در پناه کوه ها خود را از دید رادارهای عراقی مخفی کردند . قبل از ورود به آسمان ترکیه تمام هواپیماهای ذخیره به پایگاه بازگشتند . سپس بقیه هواپیماها که اکنون ۱۰ فروند می شدند گروه پروازی سلطان را تشکیل دادند . این گروه پروازی شامل ۶ فروند جنگنده فانتوم با اسامی سلطان ۱ تا سلطان ۶ ، ۲ فروند جنگنده تامکت با اسامی سلطان ۷ و سلطان ۸ و ۲ فروند هواپیمای تانکر ۷۰۷ با اسامی سلطان ۹ و ۱۰ بود . لیدر دسته فانتوم ها ، سلطان ۱ به خلبانی سرگرد شوقی بود ، لیدر تامکت ها تامکت سلطان ۷ به خلبانی کاپیتان صدقی بود و همبال (وینگ من ) او  تامکت سلطان ۸ به خلبانی کاپیتان طیبی بود. سرهنگ افشار نیز درون تانکر سلطان ۹ قرار داشت و از آن جا عملیات را فرماندهی می کرد. هواپیماهای گروه پروازی سلطان به مسیر خود ادامه دادند و وارد آسمان ترکیه شدند و دقایقی به طی مسیر در آسمان ترکیه ادامه دادند ، سپس فضای هوایی ترکیه را ترک کرده و وارد آسمان عراق شدند و در پناه کوههای جبل سینجار به حرکت ادامه دادند ، سپس تمام جنگنده ها یک بار دیگر در آسمان سوختگیری کردند . پس از سوختگیری  فانتوم ها راهی هدف شدند ،در حالیکه تانکرها و تامکت ها در همان منطقه شروع به چرخیدن کردند و منتظر آن ها ماندند … دقایقی به کندی می گذشت .. کسی از آینده خبر نداشت ..

بر فراز پایگاه الهوریه

جنگنده های فانتوم بعد از دقایقی پرواز به راحتی و بدون کوچک ترین مشکلی به هدف خود نزدیک شدند .. وای چه لحظات هیجان انگیز و جالبی .. ! خلبان ها با ارتفاع گرفتن و شیرجه رفتن بر روی مواضع از قبل تعین شده ، آن جا رو به جهنمی از آتش تبدیل کردند .. ماموریت با دقت و اقتدار پایان یافته بود .. و بایستی به همان روش از منطقه خطر دور می شدند .. با وجود زبانه کشیدن شعله های سرکش ، هنوز هیچ خبری از شلیک پدافند هوایی دشمن نبود .. ! شاید سرگرم تماشای بازی فوتبال استقلال پرسپولیس بودند .. !! شاید هم خوابشون برده بود .. یا منتظر دستورات مافوق خود بودند .. ! شکاری های ما در حال پرواز به سمت هواپیماهای تانکر بودند .. که رادار یکی از تامکت ها حضور چهار فروند جنگنده عراقی رو که سلانه سلانه خیر سرشون مشغول گشت زنی بودند ، تشخیص داد !  فاصله آن ها تا بوئینگ های سوخترسان چیزی حدود هفتاد کیلومتر بود .. خلبان تامکت همچنین به وسیله سیستم  شناخت دوست از دشمن ( آی . اف . اف ) هواپیمایش خیلی زود متوجه شد که هر چهار فروند هواپیمای جنگنده عراقی از نوع میگ ۲۳ یا همون ” فلاگر ها هستند .. این خبر سریع به سرهنگ افشار که با با دقت مثال زدنی سرگرم بررسی اوضاع بود ، اطلاع داده شد . فرمانده با تجربه بدون کوچک ترین وحشتی متوجه شد که جنگنده ها دقیقآ در منطقه ای بین تانکر ها و فانتوم ها پرواز می کنند .. و به هیچ عنوان متوجه شکاری های ایرانی نشده اند ! اما این امکان وجود داشت که تا دقایقی دیگر فانتوم ها با فلاگر ها برخورد کرده و مشکلاتی رو برای گروه فراهم اورند .. از همه مهم تر طفلک فانتوم های ما فاقد موشک های هوا به هوا بودند .. !! و از طرفی آن ها سوخت هم به مقدار کافی برای تغیر مسیر و تعقیب و گریز  نداشتند .. و به عبارتی شیشه عمر آن ها به همون چند گالن سوخت ته باک هاشون بستگی داشت .. که فقط تا رسیدن به نزدیک مادر هاشون ( تانکرها ) کفایت می کرد .. !!

تصمیم مهم و حساس فرمانده

نقش رهبری و فرماندهی در لحظات حساس و خطرناک مشخص می شود .. حال نوبت سرهنگ افشار بود تا با حفظ خونسردی اش سریع تصمیم عاقلانه و صحیحی رو اتخاذ کند .. او به خوبی می دونست کوچک ترین اشتباه در امر محاسبه موقعیت ها و دستوراتی که صادر می کنه تبدیل به فاجعه ای خونبار برای خود و گروه همراه اش بدل خواهد شد .. اما او مرد لحظات خطر بود . سرهنگ مطمئن بود در شرایط عادی مواجه شدن فانتوم ها با فلاگر ها ، اصلآ جای نگرانی ندارد .. و به اصطلاح یک لقمه چپ فانتوم ها خواهند شد .. اما در شرایط فعلی نه سوخت کافی برای مانور دارند .. نه موشکی برای شلیک !! . از این رو سرهنگ افشار به ۲ فروند تامکتی که در معیت تانکرها پرواز می کردند دستور داد تا میگ ۲۳ ها را رهگیری کنند و پیش از رسیدن آن ها به جنگنده های فانتوم ، نابودشان کنند . با صدور این فرمان .. حال نوبت عزرائیل بود که به حکم فرمانده به بالای سر خلبانان فلاگر بروند .. ! و ان ها نیز همین کار رو کردند .. و سریع در منطقه حضور یافتند .. ! از آن جا که هیچ گونه وقتی برای تلف کردن وجود نداشت ، هر دو تامکت سریعا از تانکر ها فاصله گرفتند و به یکدیگر ملحق شدند و در حالی که ارتفاعشان را به ۱۵۰۰۰ پا افزایش می دادند به سمت جنوب (مکان حضور فلاگر ها ) حرکت کردند . صدقی و طیبی با چک کردن دستگاه های الکترونیکی هواپیماهایشان متوجه شدند که عراقی ها هنوز متوجه حضور آن ها نشده اند .. !! ( اونا دیگه چقدر پخمه بودند..! ده فروند هواپیما بر  فراز خاک شون جولان می دادند، یک پایگاه هم در دود آتش می سوخت .. اما ان ها هنوز خواب تشریف داشتند  ) بنابر این بازهم افزایش ارتفاع دادند و خود را به ارتفاع ۲۰۰۰۰ پایی رساندند . در چنین ارتفاعی دست آن ها برای حمله بسیار بازتر بود . جالب این که هنوز هم خلبانان گشت متوجه نکته مشکوکی نشده بودند .. !! به هر حال یا اشکال از رادار های عهد بوق شون بود ، یا برای هم قصه ننه کلثوم رو تعریف می کردند .. !!

لحظه نبرد هوایی

در آن ماموریت تامکت سلطان ۷ با دو تیر موشک AIM-54 فینیکس ، ۳ موشک AIM-7 اسپارو و ۲ تیر موشک AIM-9‌سایدوایندر مسلح شده بود و تامکت سلطان ۸ نیز مجهز به ۶ تیر موشک AIM-7 اسپارو و ۲ تیر موشک AIM-9 سایدوایندر بود .به خوبی قابل درک است که تامکت ها موشک های دوربردتر و موثرتری نسبت به حریفان خود در اختیار داشتند ، اما هنوز موفقیت آن ها منوط به رعایت اصل  مهم غافل گیری بود ، تا مبادا نیروی هوایی عراق متوجه حضور آن ها شود و جنگنده های دیگری را نیز برای مقابله با آن ها به آسمان بفرستد . خدمه تامکت ها قرار کردند تا ابتدا تامکت سلطان ۷ با فلاگرهای عراقی درگیر شود . در حال افزایش ارتفاع به ۲۲۰۰۰ پایی ، کمک خلبان تامکت سلطان ۷ ، رادار AWG-9 جنگنده را در حالت TWS قرار داد و مشغول بررسی دقیق اهداف شد ، در فاصله ۵۶ کیلومتری از فلاگر های  عراقی ، جنگنده های عراقی به وضوح رادار تامکت صدقی قابل مشاهده بودند . ۴ فروند میگ ۲۳ به صورت جفتی پشت سر هم حرکت می کردند . صدقی تصمیم گرفت تا ابتدا به میگ ۲۳ های جلویی حمله کند . در فاصله ۳۳ کیلومتری از جنگنده های عراقی ، صدقی اجازه شلیک موشک فینیکس را به کمک خلبان داد . وی موشک را بر روی اولین میگ ۲۳ که در جلو حرکت میکرد شلیک کرد ، موشک بلافاصله از تامکت جدا شده و به سمت جنگنده عراقی که در ارتفاع ۳۰۰۰۰ پایی حرکت می کردند به پرواز در آمد . ۸ ثانیه بعد نیز دومین موشک فینیکس به سمت دومین هواپیمای میگ ۲۳شلیک شد . علی رغم شلیک ۲ موشک ، هنوز میگ ۲۳ ها به مسیر خود ادامه می دادند ، احتمالا آن ها هنوز از حضور تامکت ها در منطقه و سرنوشت سیاهی که در انتظارشان بود بی خبر بودند . در حالی که خدمه تامکت ها مسیر موشک های فینیکس را دنبال می کردند و منتظر نتیجه بودند ، از سوی سلطان ۹ با آن ها تماس گرفته شد و به آن ها اطلاع داده شد که عراقی ها از حمله به پایگاه الهوریه آگاه شده اند و به میگ ۲۳ ها دستور داده اند تا به سمت فانتوم ها پرواز کنند و آن ها را رهگیری نمایند . میگ ۲۳ های عراقی قصد گردش و حرکت به سمت فانتوم ها را داشتند اما خوشبختانه فرصتی پیدا نکردند ….

یک پارانتز بی موقع در زمین و آسمان .. !!

برای این که دوستان عزیزم به کاربرد موشک های فونیکس و اسپارو و دیگر موشک های رنگاوارنگ دیگه در این عملیات آشنا شوند ، چهار خلبان بخت برگشته فلاگر ها رو با خلبان های دو تامکت قهرمان مون رو در بین زمین و هوا تنها گذاشته و به دنیای این فن اوری ها می رویم .. AIM – SPARROW  یک موشک هوا به هوا ، هدایت شونده به وسیله رادار و دارای کلاهکی باقدرت انفجاری بالاست. این موشک چند منظوره قابلیت عمل در همه شرایط و همه ارتفاعات را دارد و می تواند از هر جهتی به هواپیما و موشک های با عملکرد بالا حمله کند. سری موشک های AIM/RIM – 7هوا به هوا ، نیمه فعال و بدون موتور همراه است که به صورت ریلی و پرشی پرتاب می شود. . موشک های اسپارو بر روی هواپیماهای F-14 و F-4های نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران نیز نصب می شوند . در جنگ ۸ ساله با عراق هم پرنده های عراقی زیادی طعمه خشم اسپاروهای ارتش ایران شدند.هواپیمایی که این موشک از آن شلیک می شود بایستی همواره هدف را به وسیله رادار در تصویر داشته باشد و این نیازمند آن است که هواپیما پروازی مستقیم و بدون لغزش داشته باشد. این نکته از محدودیت های موشک های اسپارو محسوب می شود.  موشک اسپارو هنگام پرواز به وسیله چهار بال متحرک دلتا شکل کنترل می شود. نیروی رانش موشک نیز از یک موتور سوخت جامد فراهم می شود. یک فیوز فعال فرکانس رادیویی ، زمانی که موشک درمحدوده برد کشنده هدف قرار دارد ، کلاهک را منفجر می کند. اگرچه ابعاد ظاهری موشک در گونه های مختلف آن نسبتا بدون تغییر باقی مانده است ،اما اجزای داخلی آن پیشرفت ها و توانایی های گسترده ای را پذیرا بوده است

آشنایی با رادار اف – ۱۴ ها

در بحث شیرین حمله تامکت ها به فلاگر ها با واژه   ”  AWG – 9 ” که نوعی رادار است اشاره شد . برای آشنایی شما عزیزان .. با اجازه جناب عزرائیل و نکیر و منکر .. که همچنان به حالت استند بای در هوا منتظر بازگشت ما هستند ، کاربرد آن رو تعریف می کنم ..  . سامانهءAWG-9 در اواخر دههء ۱۹۶۰ جهت نصب بر روی شکاری F-111B طراحی و ساخته گردید، اما با لغو پرژوهء ساخت F-111B توسط نیروی دریایی، این سامانه به جنگندهء F-14A منتقل گردید. این سیستم رادار، به یک فرستندهء بسیار پرقدرت مجهز است تا تاکنون در هیچ جنگنده‏ای نصب نشده است، و بدین جهت تامکت قادر می شود به راحتی اهداف پرنده را فاصلهء ۱۰۰ مایلی (۱۶۰ کیلومتری) تشخیص دهد. پردازشگر آنالوگ بسیار پیشرفتهء AWG-9 ، تأثیرات داپلر منعکس شده را تحلیل کرده تا بتواند شتاب و جهت حرکت هدف مورد نظر را به طور دقیق تشخیص دهد. این قابلیت فوق‏العاده، به تامکت امکان می‏دهد تا اهداف ثابت روی زمین یا اهداف نزدیک سطح دریا که به واسطهء نزدیک بودن به سطح دریا، شناسایی آنها با اغتشاش همراه است، و همچنین اهداف بسیار کوچک یا اهداف پرندهء بسیار کم‏ارتفاع را به طور دقیق شناسایی نماید .

نبرد با فلاگر ها

اولین فینیکس به میگ ۲۳ جلویی برخورد کرد و آن را به تلی از آتش بدل کرد . کمک خلبان تامکت سلطان ۷ فریادی از خوشحالی کشید . با این وجود به نظر می رسید که موشک فینیکس دوم به هدف برخورد نکرده اما لحظاتی بعد کمک خلبان متوجه شد که دومین میگ ۲۳ نیز در حال سقوط به طرف زمین است . به احتمال زیاد موشک به خود هواپیما برخورد نکرده بود اما فیوز مجاورتی آن منفجر شده بوده و سرجنگی قوی موشک فینیکس کار میگ ۲۳ عراقی را یکسره کرده بود . تا این لحظه ۲ فروند میگ ۲۳ عراقی نابود شده بودند ، اما خدمه تامکت ها فرصتی برای شادمانی نداشتند چون هنوز ۲ فروند میگ ۲۳ دیگر در منطقه حضور داشتند که ممکن بود خطراتی برای فانتوم ها ایجاد کنند . میگ ۲۳ های باقی مانده کاملا گیج شده بودند و نمی دانستند چه باید بکنند ، آنها ابتدا به سمت جنوب تغییر مسیر دادند ولی بعد به سمت غرب تغییر مسیر دادند و پس از آن شروع به کاهش ارتفاع نمودند . آنها هنوز هم نمی دانستند که چه چیزی و از چه سمتی آن ها را مورد حمله قرار داده است . صدقی و طیبی با دقت فعالیت آن ها را بر روی رادارهایشان زیر نظر داشتند و منتظر موقعیت مناسبی برای شکار آن ها بودند . شوک ناشی از متلاشی شدن ۲ فروند میگ ۲۳ در مقابل چشمان خلبانان میگ ۲۳های باقی مانده باعث شد تا آن ها دو اشتباه بزرگ انجام بدهند . یکی این که به سمت غرب راه افتادند و پشت خود را به سمت تامکت ها نموده بودند (اکنون تامکت ها دقیقا در پشت آن ها قرار گرفته بودند) و دیگر این که کاهش ارتفاع داده بودند و باعث شده بودند تا تامکت ها در ارتفاع بالاتری قرار بگیرند که برای حمله بسیار ایده آل تر بود . تامکت ها برای چند لحظه پس سوز موتورهایشان را روشن کردند تا به سرعت مناسبی برسند و فاصله شان با فلاگر ها کمتر شود.

پایان زندگی جنگنده های عراقی ..

خدمه دو تامکت اکنون خودشان را برای شلیک موشک های اسپارو به طرف فلاگر های عراقی که فقط ۱۲ کیلومتر جلوتر از تامکت ها بودند  آماده می کردند . اینبار نوبت طیبی بود که وارد عمل شود ، بنابر این صدقی ۲۰۰۰ پا از او فاصله گرفت تا مواظب اطراف باشد و چنان چه هنوز جنگنده عراقی ناشناخته ای در منطقه باقی مانده بود آن را رهگیری کند . لحظاتی مانده به شلیک موشک های اسپارو ‏، طیبی با صدقی تماس گرفت و اعلام کرد که در CSD جنگنده اش مشکلاتی بوجود آمده است . ساختار سیستم تسلیحات تامکت بگونه ای است که بدون داشتن یک CSD فعال و بدون مشکل کار رهگیری دشمن و شلیک موشک کاملا غیرممکن است . طیبی می توانست مشکل را حل نماید ، برنامه ریزی مجدد CSD در حدود ۵ دقیقه زمان می برد و ۶ تا ۸ دقیقه نیز نیاز بود تا سیستم ناوبری هواپیما اصلاح گردد . اما او در ۳۰۰ کیلومتری عمق اسمان عراق قرار داشت و فرصت و سوخت کافی برای انجام این کار ها نداشت . بدون CSD ، طیبی فقط می توانست از مسلسل هواپیما استفاده کند و برای برگشت به فضای امن ایران نیازمند شانس زیاد و اسکورت از سوی جنگنده دیگری می بود . صدقی که از این مشکل آگاه شده بود و می دانست که طیبی فرصتی برای رفع مشکل ندارد به او  دستور داد که از ادامه مسیر خودداری کند و به سمت منطقه ای که تانکرها در آنجا در حال گردش بودند برگردد و منتظر بماند . و خودش نیز به دنبال میگ۲۳های باقی مانده به راه افتاد . صدقی موشک حرارتی را مسلح کرد و به دنبال میگ ۲۳ ها به راه افتاد . وی یکبار دیگر نیز از پس سوز استفاده نمود تا به سرعت دست یابد . اکنون صدقی به نزدیکی فلاگر ها که در ۱۰۰۰۰ پایی پرواز می کردند رسیده بود . در ۱۵۰۰ متری آن ها ، صدقی صدای قفل موشک سایدوایدر را شنید اما قبل از آن که بتواند موشک را شلیک کند ، فلاگر ها به یک باره از هم جدا شدند و لیدر به سمت راست گردش کرد و وینگ من هم به سمت چپ . مسلما آن ها اکنون از حضور تامکت مطلع شده بودند . صدقی بلافاصله به راست گردش کرد و به دنبال لیدر رفت . فلاگر عراقی سعی در انجام مانورهای شدید جهت جلوگیری از شلیک موشک توسط صدقی داشت اما بالاخره صدقی توانست تا بر روی فلاگر قفل کند و موشک سایدوایندر را به طرفش شلیک کند . ثانیه هایی بعد موشک به هدف برخورد کرد و آن را متلاشی کرد . هنوز لحظاتی از متلاشی شدن فلاگر عراقی نگذشته بود که کمک خلبان صدقی به وی خبر داد که آخرین میگ ۲۳ دقیقا در پشت سر آن ها قرار دارد و هم چنین سوخت چندانی برای آن ها باقی نمانده است .

یک مانور نجات بخش ..

در حال پرواز با سرعت ۵۲۰ مایل بر ساعت ، با سوخت نه چندان زیاد و با یک میگ ۲۳ دقیقا در پشت سر ، صدقی مانوری شبیه مانور کبرا انجام داد . این مانور باعث شد تا سرعت وی در چند ثانیه به یکباره از ۵۲۰ مایل بر ساعت به ۱۵۰ مایل بر ساعت کاهش پیدا کند . اما خلبان آخرین میگ ۲۳ که انتظار چنین مانوری را نداشت غافلگیر شد و به یکباره از صدقی جلو افتاد . اکنون صدقی در پشت سر فلاگر عراقی قرار گرفته بود ، وی مجددا پس سوز را روشن کرد تا به سرعت دلخواه برسد سپس یک تیر موشک حرارتی سایدوایندر روانه فلاگر عراقی کرد . این موشک نیز همانند ۳ موشک قبلی به هدف اصابت کرد و باعث شد تا فلاگر عراقی منهدم شود . پس از منهدم کردن آخرین فلاگر عراقی ، صدقی پس سوز را خاموش کرد و با سرعت عادی به سمت تانکرها به راه افتاد . وی در تماس با سلطان ۹ وضعیت خود را اطلاع داد و همچنین متوجه شد که تمام فانتوم ها به سلامت به تانکر ها رسیده اند و پس از سوختگیری راهی آسمان ایران شده اند . پس از لحظاتی صدقی و کمک خلبانش توانستند تانکر سوخترسان را ببیند در حالی که فانتوم های سلطان ۱ و سلطان ۳ آن را اسکورت می کردند . صدقی توانست همانند سایر پرنده های حاضر در عملیات به راحتی سوختگیری نماید و به سلامت به آسمان ایران اسلامی برگردد

نتیجه عملیات ..

بعد از عملیات مشخص شد که فانتوم هایی که به پایگاه هوایی الهوریه حمله کرده بودند ، علاوه بر وارد کردن خسارات جدی توانسته اند تا ۲ فروند میگ ۲۱ و یک فروند Mi-8 را نیز بر روی زمین از بین ببرند . همچنین حداقل یک متخصص فرانسوی در جریان حمله به هلاکت رسید و یک نفر دیگر نیز زخمی شد . بعد از این جریان تمامی متخصصان فرانسوی به فرانسه بازگشتند . هم چنین بعدا مشخص شد که ۳ خلبان از ۴ خلبانی که میگ ۲۳ هایشان توسط صدقی ساقط شده بود کشته شده اند که از جمله آنان میتوان به کاپیتان احمد صباح (شکارچی ۲ فروند F-5E ایرانی در روز اول جنگ) اشاره کرد

برای چاپ مطلب بر روی تصویر مقابل کلیک نمایید.Print this page