بسم الله الرحمن الرحیم

پس از عرض سلام ، امیدورام حال شما و خانواده ات خوب باشد . و همین طور حال سعید، حمیدجان من الان در اهواز هستم و یکی دو روز دیگر برای سومین بار برای حمله به خط مقدم می رویم و با صدام و یارانش مبارزه می کنیم. حمید انشاء الله حال مادرت خوب باشد . و همین طور مهدی و مجید اگر علی را دیدی به او سلام برسان . من شنیدم که اصغر ما به بسیج آمده است . آیا کارش در آنجا خوب است . حال ملکی چطور است . اگر داداش مرا دیدی سلام مرا به او برسان زیرا من وقت نمی کنم برای او تلفن بزنم. به تمام بچه ها در بسیج سلام و سلامتی خودشان را بگو. از طرف من ، من این نامه را بخاطر اینکه تو به من گفتی که نامه بنویسی نوشتم . نامه ای که به علی نوشتم گفتم :که وقت نمی کنم. برای تو نامه بنویسم و حال چون ما از خط برگشتیم وقت زیادی پیدا کردم . من نمی دانم که چه برای تو بنویسم اگر از جبهه می خواهی بنویسم این است که صدام حتماً نابود  می شود . و اگر کاظم از جبهه برگشته است سلام مرا به او برسان و بگو جای تو حال در این جا خالی است . از حال خودت می پرسم . خوبی سلامتی . کشتی می گیری .حتماً اگه تو را اذیت کردم مرا می بخشی. و من را حلال می کنی . حمید کمی بنشین و امام را دعا کن. و همین طور رزمندگان و روحانیت را . نمی دانی چقدر روحانی در این جا هستند . یکی پا ندارد ، یکی دست ندارد . اما هنوز در جبهه هستند . به تمام بچه ها و همین طور خانواده است سلام برسان . و امام را از یاد نبر .  کارت را در بسیج دنبال کن. و ما را هم حلال کن. به امید دیدار در کربلا.  حسن آخر نامه این است که از قول من آقا اکبر معصومی را ماچ کنی . انشاء الله که حالش خوب باشد. خداحافظ

                                                                                       اکبر محمدی

 

برای چاپ مطلب بر روی تصویر مقابل کلیک نمایید.Print this page