بسم الله الرحمن الرحیم

ای انسان غافل په باعث شد که بخدای کریم و بزرگوار خود مغرور گشتیو نافرمانی کردی(سوره انفطار)

با سلام خدمت منجی عالم بشریت و قائم به قسط و عدل ، امام زمان (عج) و نائب بر حقش امام خمینی ، و کلیه کسانی که در راه حق پیروی می کنند. و با سلام خدمت دوست عزیزم علی اکبر نامه خود را آغاز می کنم.

 امیدوارم حال خود و خانواده ات خوب باشد و اوقات و ساعات خوبی را برای رضای خداوند داشته باشی. حال من نیز الحمدالله خوب است و دعاگوی شما هستم. امیدورام در امتحان جبر موفق باشی.و همچنین از خدا سلامتی دوستانت را خواستارم از طرف من به آنان سلام برسان . مخصوصاً به حسن و اصغر و حمید و مشهدی سلام فراوان برسان. امیدوارم سال تحصیلی جدید برایت موفقیت به بار داشته باشد . من نیز بر حسب نیازی که بود به جبهه آمدم و در اینجا امتحان می دهم. فعلاً موقعیت طوری اقتضاء کرده که در جبهه باشم و اسلام را نصرت و یاری نمایم. اسلامی که به گردن همه ی ما خیلی حق دارد ، اسلام که راه سعادت بشر را نشان داد و انسان را بسوی پروردگارش راهنمایی کرد، امیدوارم که خداوند از سر تقصیرات این بنده ی عاصی بگذرد. و با فضل و کرمش با ما رفتار کند.چند نصیحت دوستانه دارم که امیدوارم این نصایح را بپذیری و بر روی آن فکر کنی. علی اکبر تمام اعمالت را برای رضای خدا انجام بده ، خداوند خیلی به گردن ما حق دارد . خدایی که این نعمات خودش را بما داده و ما کفران نعمت می کنیم. حال آنکه از خودمان هیچ نداریم و هر چه داریم از اوست. خداوند توفیق بدهد که قدردان نعماتش باشیم. خداوند توفیق بدهد که هیچ گاه از مرگ و روز قیامت غافل نباشیم. حضرت علی (ع) می گرید. این دنیا مانند ماری خوش خط و خال است که انسان فریفته ی او می شود. اما به محض نزدیک شدن به انسان را نیش می زند. آنقدر این دنیا فریب مان داده است که از خالق خود غافل شده ایم. مپنداریم برای همیشه در این دنیا هستیم وحال آنکه زمانی فرا خواهد رسید که چنگال مرگ گریبانمان را می گیرد. و انسان را از این دنیا به عالم آخرت منتقل می کند. آنوقت است که تنها اعمال صالحه ی ما بدرمان می خورد. این زمین که ما بر رویش راه می رویم از دست ما به خدا شکایت می کند که چقدر درپشتش معصیت انجام داده ایم. و حال اینکه باید روزی در قلب این زمین جای بگیریم. و خانه ی ما شود که این خانه نامش قبر است. هر روز با پنج جمله اهل عالم را ندا می دهند. مگر چه چیزی را می خواهید بگوید که هر روز این ندا می دهد ، حتماً مطلب مهمی را می خواهد بگوید. ای انسان ، انسانی که از من غافل شده ای ، و دنیا تو را گول زده است . آگاه باش که انا بیت الوحده فجملو اذا انیسا می گوید که من خانه ی تنهایی تو هستم با خودت انیس و رفیق و همدمی بیاور تا تنها نباشی،  من که هرچه گشتم دوستی از رفقایم را نتوانستم گیر بیاورم که شب اول قبرم با من همراه باشد . تنها دوستان انسان رفیقشان را تشیع می کنند و بعد آن رفیقی که با هم چه دورانی را گذرانده بودند که چه روزهایی را داشتند همان دوستشان را به دل خاک می سپارند. و حداکثر کاری که انجام می دهند، چند قطره اشک است و بس و بعد انسان است و این خانه ی جدید و این مکانی که برای انسان ناآشناست . دستش از تمام زندگی بریده می شود ، تمام مال و املاک را می گذارد و تنها جایی که بهش می دهند که خانه ای یک متری است. و تنها چیزی که با خود از مال دنیا می برد، یک تکه پارچه سفید است که نامش کفن است . پس دنیا به چه درد می خورد . این دنیایی که این قدر برسرش دعوا می شود. چه ارزشی دارد . آخرش به اینجا منتهی می شود . پس چرا دنبال دنیا و زیور و زینت این سرای خاکی باشیم . تنها چیزی که در این خانه جدید به درد می خورد عمل اسان است . پس اگر عمل انسان بد باشد پس همنشینش در آنجا همان اعمال بد است که بصورت برزخی در می آید. بصورت جانورهای وحشتناک اما اگر اعمال انسان خوب باشد همنشین انسان ائمه معصومین و پیامبر خواهند بود . خوب دیگر این قبرم چه می گوید: بانگ می زند: انا بیت الظلمه فجملوا الی سراج ، من خانه ی تاریکم ، با خودتان چراغی بیاورید ، انا بیت التراب فجملوا الی فراشا : من سرای خاکی هستم با خودتان فرشی بیاورید. انا بیت الخیات فخملوا الی ترایاقا من خانه ی عقرب ها و مارهایم . پس همراه خود تریاک و پادزهر و سمی بیاورید. انا بیت الفقرا، فحملوا الی کفر من ، فقرم با خودتان سرمایه و گنجی بیاورید. ای خدا اگر وقتی که مرا در قبر می گذارید و بعد خروارها خاک بر رویم می ریزند، و آن خانه ی تاریکی و تنهایی که فرشم خاک است و هیچ چیز ندارم و اطرافم را عقربها و مارها و جانوران گرفته اند در آن خانه ی غریب ، اگر تو به فریاد من نرسی و دستم را نگیری من چه کنم.و یا در روزی که انسان از برادرش و از پدر و مادرش و همسر و فرزندش فرار می کند در آن روز اگر تو پناهم ندهی من چه کنم.

علی اکبر جان دیگر حرفی ندارم ، فقط سری هم به بهشت زهرا بزن و نیمه شب از خواب بیدارشو و امامزاده برو و سری به غسالخانه امامزاده بزن تا این حرف ها را حس کنی وقدری تفکر کن که از کجا آمده ای و در کجا هستی و بکجا می روی و بعد هم این بنده ی حقیر گنه کار حیوان صفت را دعا کن. از خدا بخواه که مرا بیامرزد و امام را دعا کنکه ما را از خواب غفلت بیدار کرد.

                                                                                      والسلام

                                                                         حمیدرضا پیوندی  ۶۴/۶/۱۸

با نام خداوند بخشنده و مهربان

آن خدایی که سایه رحمتش را بر سر ما افکند و ما را شامل رحمت ها و برکات پر فیضش نموده . و با سلام خدمت آقا امام زمان (عج) و نائب بر حقش روحی لحلفداء و با سلام خدمت خانواده بسیار گرامی و عزیزم . نامه خود را آغاز می کنم. پدر و مادر و خواهر عزیزم . امیدوارم که حال همگی خوب باشدو در کارهایتان همیشه موفق و مورد تأیید حضرت حق تعالی باشید. امیدوارم که حال مهسا نیز خوب باشد . از طرف من مهسا را ببوسید. و بگویید که بزودی دایی صدام را هو هو میکند. و با پیروزی بر می گردد. همچنین امیدوارم حال علی و حسن آقا و آقای و خانمش و حبیب آقا و خانواده اش و آقا رضا و خانواده اش و دیگر دوستان و آشنایان خوب باشد . از طرف من به همگی سلام فراوان برسانید . جا دارد که از شما بخاطر اجازه دادن به جبهه رفتن من تشکر کنم. و این را باید بگویم که شما با این عمل به معنای واقعی پیروی خودتان از امام عزیز را ثابت کردید. و انشاء الله در آن دنیا پیش حضرت رسول (ص) و حضرت زهرا(س) رو سفید هستید. فقط مواظب باشید افراد اطرافتان شما را پشیمان نکنند. و همیشه در مقابل این افراد بی تفاوت و ضد انقلاب که اصلاً با انقلاب و جنگ و اسلام کاری ندارند و همیشه در صدد تضعیف مردم هستند همانند کوه بایستید . تنها و تنها چشم و گوش و افکارتان متوجه امام و آیت اله منتظری باشد . خداوند ببخشد و ما را در آن دنیا با محمد و آل محمد (ع) محشور کند. در دعاهایتان بیش از هرکس امام عزیز را فراموش نکنید . من و مرتضی و علی در یکجا هستیم. و سلام می رسانند. و در آخر از شما می خواهم که برایم دعا کنید . که دعای والدین در حق فرزند مستجاب می شود .

                                                                             والسلام

                                                                        ۶۵/۲/۱  شهید حمیدرضا پیوندی

 

 

 

برای چاپ مطلب بر روی تصویر مقابل کلیک نمایید.Print this page