روزهای قبل از انقلاب است. قرار است در حضور شاه و به مناسبت ۲۴ اسفند، تعدادی از هواپیمای f14 در پایگاه هوایی اصفهان مانور انجام بدهند. عباس بابایی هم جزو یکی از خلبانان است. دستۀ اول پروازی که عباس هم جزو آن است به پرواز در می آیند. چند دقیقه بعد یکدفعه عباس به فرمانده گردان پروازی اطلاع می دهد که سیستم هیدرولیک هواپیمایش از کار افتاده و نمی تواند در مانور شرکت کند و دیگر هواپیماها را همراهی کند. فرمانده گردان هر چه می کند، نمی تواند او را وادار به شرکت در مانور کند و عباس در جهت مخالف هواپیمای دیگر، به سمت باند بر می گردد. بعد از مانور، فرماندهان نظامی رده بالای رژیم فرمانده گردان پروازی را تحت فشار قرار می دهند که ماجرای بازگشت آن هواپیما چه بوده است. فرمانده گردان پروازی که به شدت به عباس علاقمند است با زحمت فراوان موفق می شود که ماجرا را سرپوش بگذارد و به صورت کتبی برای فرماندهان رده بالای شاه می نویسد که ماجرای بازگشت هواپیمای بابایی به خاطر نقص فنی بوده است و سرپیچی محسوب نمی شود… مدتی بعد حدس فرمانده گردان پروازی به یقین تبدیل می شود و می فهمد که عباس بابایی در یک حرکت انقلابی از آنجا که نمی خواسته این رژه و مانور برگزار شود. از این کار، سر باز زده است.

منبع: سایت نوید شاهد

برای چاپ مطلب بر روی تصویر مقابل کلیک نمایید.Print this page